اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
97
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
جهت انتظار به باغى داخل كردند كه درختى نداشت و چمن بود و گلهاى خوب كاشته بودند . بعد از آنكه پنج شش دقيقه در اينجا تفرّج كرديم ، از يكى از صاحب منصبان دارالوزاره كه به همراه بود ، جويا شديم كه آيا غير از اين باغ كه به آتش آفتاب بسيار گرم است ، در جاى ديگرى نمىشود جناب وزير را منتظر شد . گفت بسته به ميل خودتان است . هرجا كه ميل داشته باشيد ، مىرويم . پس ما را به تالارى برد ، و آن تالار بسيار وسيعى بود كه از دو جانب شمال و جنوب گشوده ، و به جهت جريان هوا خنك بود ، اما زينت زيادى نداشت . در وسط ، حوضى بزرگ و بيضى الشكل از مرمر سفيد بود كه فوّاره داشت و قدر پنج شش قدم ، آب با زور بالا مىجست . غير از باغى كه ذكر شد ، باغى ديگر نيز در جانب جنوب بود كه بسيار وسيع به نظر آمد . در اين باغ خيابانهاى مستقيم و گلهاى رنگارنگ و درختهاى موزون ديديم كه در كمال اهتمام و نهايت تناسب كاشته بودند . آبهاى روان به قسمى در اينجا جارى و مستقيم بود كه مايهء حسن و طراوت باغ مىگرديد . هنگامى كه ما مشغول تماشاى تالار و باغ بوديم ، مسيو كارامان با صاحب منصبان وزيرالوزاره مشغول صحبت بود . مىخواست بفهمد كه ملاقات وزير اشكالى دارد ، يا همه وقت دست مىدهد . طالب بود كه بشناسد غير از اين وزير كسى كه در امورات مملكتى كمال نفاذ و قدرت را دارد ، كدام شخص است . [ اين شخص ] « دبير اعظم » ميرزا بزرگ و دوم شخص بزرگ موسوم به سليمان خان بود . از مسيو كارامان پرسيدند كه ما چه كسى هستيم و از كجا مىآييم ، و با وزير چكار داريم . آيا هديه و تعارفى براى وزير داريم يا نه . جواب اين مسأله را پيش از وقت تدارك و مهيا كرده بوديم . گفتيم كه چون چهار سال است كه از فرانسه بيرون آمدهايم و در مملكت عثمانى بوديم و از آنجا ما را به ايران مأمور كردند ، لهذا از نفايس مملكت خودمان چيزى نتوانستيم بياوريم . اما به تلافى اين قصور و نقصان هر كسى كه به ما خدمتى مىكند ، پاداش كريمانه در حقش به عمل مىآوريم . متعاقب اين پاسخ مبلغ سى عدد پول طلاى عثمانى بر آنها كه پنج نفر بودند ، شمرديم . اين تنخواه كه مىبايد از اول ظاهر شود ، و در مملكتى كه هيچ مانعى با چنين طرز فكرى نمىتواند مقاومت نمايد ، اثراتش به ظهور آمد و آن صاحب منصبان فورا به ما گفتند كه وزير از حضور شاه برمىگردد و يك سر مىرود به اندرون حرم و تا ساعت پنج در آنجا باشد و بعد بيرون آيد و بار دهد . پس اگر شما ميل داريد تا آن وقت در اينجا منتظر باشيد ، ما را اجازه دهيد تا قدرى ميوه به خدمت شما بياوريم . چون اين سخن شنيديم ، شكر گفته و عذر خواسته و مراجعت كرديم .